آنیساآنیسا، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره

فرشته ناز مهربون

13 ماهگیت مبارک

1394/4/30 0:35
نویسنده : مامان پریسا
591 بازدید
اشتراک گذاری

دختر دلبند من روز به روز بزرگ و بزرگتر شدی و بعد از یک سالگی تغییرات خیلی چشمگیری داشتی و کاملا حس میکنم که بزرگ و خانم شدی نفسک مامانی

نبات کوچولوی من دیگه کامل کامل حرفهامونو متوجه میشه عمل میکنه و جواب میده البته از یکی دو ماه پیش همه این کارارو میکردی اما بعد از یک سالگیت یه شکله دیگه ای این کارارو انجام میدی

شیرین کاریهای این ماه دردونه قشنگم:

حرف زدن مهربون دخترم خیلی خیلی پیشرفت کرده دیگه تقریبا اول حرف خیلی از کلمه ها رو میگی مثلا به کفش میگی ک , وقتی میخوای بغلت کنم میای پیشم و دستاتو باز میکنی و میگی ب ب ب هر وقتی میخوای بری بیرون میگی د د د به حمام میگی حم حم و از اونجایی که عاشقه آب بازی هستی میری جلوی در حمام وای میستی و تند تند میگی آب با آب با یعنی آب بازی به نون میگی نو نو به بچه ها میگی نی نی نی

بابایی صدا میکنی و بابا میگی

قبلا به پا میگفتی پ پ ولی الان قشنگ میگی پا و یا به توپ میگوفتی پ پ ولی الان میگی تو تو تو , به آینه میگی آنه , به هندوانه میگی هن هن

از اونجایی که آرتین رو خیلی دوست داری بهش میگی آرتی و وقتی نیستش تو خونه میگی آرتی و دستتو باز و بسته میکنی که یعنی بیا بیا

هر کسی میخواست بره بیرون پشت سرش گریه میکردی اما جدیدا یاد گرفتی از اف اف باهاش حرف میزنی و بای بای میکنی و عاشق حرف زدن پشت اف اف هستی

هر وقت مه مه میخوای میای بغلم وخیلی ناز و قشنگ هام هام میگی

سر ناز نازیتو به نشونه نه قبلا تکون میدادی توی این ماه هر وقت یه سوالی ازت میپرسم اگر جوابت آره باشه خیلی ناز و زیبا سرتو به پایین چند بار تکون میدی که یعنی بله

ترس از ارتفاعتم کاملا برطرف شده و به راحتی از مبلها و پله ها بالا و پایین میری

بزار ببینم اینجا چه خبره

نه اینجا خوب نیست باید برم بالاتر

بزار یه زره اینجا پیتیکو پیتیکو کنم

دیگه خسته شدم برم پایین بهتره

بعضی وقتها هم خیلی خانم میری و رو مبلها میشینی

وقتی میگم خانم خوشگلم بره لم بده به این شکل لم میدی

عاشق اینی که دمپایی های مامانی رو تو خونه بپوشی و راه بری باهاشون البته فقط یکیشو میتونی بپوشیشون

یخ رو هم خیلی خیلی دوست داری و وقتی بهش دست میزنی دستات یخ میزنه دستای کوچولوتو میچسبونی به دستام و منم میگم وای وای یخ زدم و کلی میخندی و حال میکنی(تقریبا یکی از بازیهای هر روزمونه)

عشقولک من فقط کافیه ثانیه ای از جلوی چشمهات دور بشم سریع میفهمی و تند تند میگی ما ما ما ما و من میگم جان مامان من اینجام و سریع میای پیشم

از اونجایی که عاشقه در و کلمه در هستی تا زنگ در خونمون رو میزنن سریع میری جلوی آیفون و میگی در در در

از خواب شب هم که نگو و نپرس , خوابیدن پیوسته برای چند ساعت در طول شب شده برام یه آرزو  مدام در طول شب پا میشی که ببینی مه مه سره جاش هست یا نه و بعضی شبا کلا خواب بی خواب و صبح زود کله سحر هم بیدار میشی و خواب مامانی رو که پروندی بعدش خودت میگیری دوباره میخوای

تصمیم داشتم اتاقتو بعد یک سالگیت عوض کنم و توی اتاق خودت بخوابی اما با این اوضاع همینجوریش خواب ندارم وای به حال اینکه بخوام مدام در حال رفت و آمدم باشم و منتظرم تا یک ذره بزرگتر بشی شاید خواب شبت بهتر بشه

وقتی میریم توی حیاط یا بیرون آسمان رو که میبینی جیک جیک میکنی برای گنجشکها و دستاتو تکون میدی که بیان بیان و بعضی وقتهام پیش پیش میکنی یعنی گربو کوچولوها بیاین با دخترم بازی کنین

یکی از بازیهای این روزات دنده عقب رفتن و ایست دادنه ( بهت میگم عقب عقب شما هم عقبکی میری و یه زره بعدش میگم ایست ایست دستاتو به حالت ایست نشون میدی البته کامل مفهومه ایست رو نمیدونی ولی خوب با دستات نشون میدی بعدش هم دستامو باز میکنم و از دور میدویی میای بغل مامانی عشقولکم)

جیگرک مامان وقتی به در نزدیک میشه عاشقه اینه که بره و تق تق در بزنه و ت ت بگه

وقتی میخوای غذا یا هر چیز دیگه ای بخوری اول باید به عروسکات بدی و بزاری دم دهنشون بعدش یه کوچولو هم خودت بخوری خانم طلای من

 و یا موقع خواب میزنی پشت عروسکات  پیش پیششون میکنی تا لالا کنن

مفهموم باز و بسته شدن در  و کتاب رو انجام میدی و خیلی دوسشون داری و یکی از بازیهامونه گل دختر ناز من

علاقه خاصی هم به در و کلید و قفل کردن در داری و سعی میکنی هر جا کلیدی ببینی بزاریش توی قفل

آنیسای نازم نافت کووووش

جقلدونت کجاست ( جقلدون یعنی شکم که خاله مهسا یادت داده)

یکی از تفریحات توی ماشینت هم بازی با پاهاته

هیچ کجای خونمون در امان نیست

بدون شرح( یه موقع فکر نکنید خوابیده ها)

فرشته کوچولوی من خدا  روشکر که صحیح و سالم در کنارمونی و روز به روز بزرگ شدنتو میبینم

خداااااااااااااااجونم شکرت

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)